محمد مهدى ملايرى

394

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نمىتوانند براى خود كارى انجام دهند و مال كافى هم ندارند سرشمارى كنند آنگاه براى آنان مستمرى در حد كفاف ايشان برقرار ساز زيرا پادشاهان سزاوارتر از رعيت به كمك‌كردن به ايشان هستند . « 1 » ريشهء همه چيزهايى كه واليان و كارگزاران را به فساد كشاند و آباديها را ويران و رعيت را نادار و ناتوان سازند سه چيز است ، يكى آن‌كه شاه هم با آنها در حرص و گردكردن مال و به دست آوردن منافع از راه نادرست شريك شود كه در اين صورت بر مردم ستم رود و با ستم هر بركتها از ميان برداشته شود و فقر و ويرانى روى آورد ، دوم آن‌كه از كيفر كارگزاران خطاكار درگذرند و به شكاياتى كه از آنها مىرسد يا به سبب رعايت حرمت يا دوستى و يا علاقه به آنها رسيدگى نشود و سوم آنكه از مراقبت پيوسته نسبت به رفتار و كردار آنان غفلت كنند و سستى روا دارند . « 2 » « اى فرزند تو را دوازده وزير بايد كه هفت تن آنها متصديان امور و ديوانهاى تو باشند و پنج تن ديگر براى كارهايى ديگر . يكى از آن هفت وزير دبير ديوان رسائل و دومى سرپرست ديوان سپاه و سومى متصدى نسخهء آن ديوان و چهارم متصدى ديوان خراج و پنجم متصدى نسخهء آن ديوان و ششم متصدى ديوان عايدات و مخارج بيت المال و هفتم متصدى ديوان خاتم » . و از پنج وزير ديگر يكى متصدى شرطه و ديگرى متصدى محافظان و نگهبانان و سوم حاجب و چهارم قاضى و پنجم متصدى رسيدگى به شكايات روالى النظر فى المظالم . اينها همه بايد در كارشان مستقل باشند و هيچ يك در كار ديگرى دخالت نكند . زيرا كارها بر دوگونه‌اند . برخى كارهايى هستند كه شركت در آنها مطلوب است و اين در جايى است كه نياز به رأى و نظر دارد كه بايد با مشاركت حاصل شود و بعضى از آنها احتياج به رازدارى و كتمان دارند كه در اين صورت بايد به تنهايى عمل شود . « 3 »

--> ( 1 ) . السعاده و الاسعاد ، ص 314 . ( 2 ) . 1 / 65 - السعاده و الاسعاد ، ص 317 . ( 3 ) . 2 / 65 - السعاده و الاسعاد ، ص 435 و 436 .